سديد الدين محمد عوفى
439
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
و همت بيازمايم « 1 » . پس او را با خود در « 2 » خوان « 3 » همكاسه و بر خوان « 3 » خاص خود بنشاند « 4 » و مرغى بريان كرده « 5 » پيش وى نهاد . حكيم مرغ را پاره « 6 » مىكرد و به شيرينى « 7 » تمام مىخورد و ديگرى را همچنان به كار برد . بهرام گفت : اين مرد همتى ندارد كه مرغ در پيش من « 8 » چنين مىخورد ، مال مرا در غيبت چگونه خواهد « 9 » خورد ! پس او را تشريف « 10 » داد و بازگردانيد و به سبب آن « 11 » ترك ادب و خساست از منصب وزارت محروم « 12 » شد ، تا عاقلان را معلوم گردد « 13 » كه دنائت و « 14 » خساست در همهء احوال ناپسنديده است . حكايت « 15 » ( 6 ) در اخبار برامكه مسطور است كه يحياى خالد را خدمتگارى بود قديم و در جريدهء خدمتگاران آورده بود « 16 » و « 17 » نام او سهل نعيم بود « 18 » و مردى فاضل و كافى بود اما خسيس و دونهمت بود و « 19 » اين هردو خصلت همه « 20 » فضلهاى او « 21 » را بپوشيد . وقتى يحياى خالد اشراف بصره او را فرمود و او « 22 » آنكار را تقلد كرد و لكن به سبب بخل و دونهمتى و اطماع
--> ( 1 ) - بنياد : نيازمايم + اين مهم به او نتوان داد ( 2 ) - مپ 2 + آن ( 3 ) - بنياد : خان ( 4 ) - مپ 2 - و بر خوان . . . بنشاند ( 5 ) - مپ 2 و و بنياد + در ( 6 ) - بنياد + پاره ( 7 ) - بنياد : اشتها ( 8 ) - بنياد + اين ( 9 ) - متن و مپ 2 - خواهد ( 10 ) - بنياد : خلعت ( 11 ) - بنياد اين ( 12 ) - بنياد + و معزول ( 13 ) - بنياد : شود ( 14 ) - بنياد - دنائت و ( 15 ) - اين حكايت در نسخهء بنياد قيد نشده است ( 16 ) - مپ 2 - و در جريده خدمتگاران آورده بود ( 17 ) - مپ 2 : كه ( 18 ) - مج - بود ( 19 ) - مج + از ( 20 ) - متن و مپ 2 : هردو ( 21 ) - متن و مج - او ( 22 ) - متن و مپ 2 - او